محمد نصر اصفهانی

دعا، ارتباط نیست با هست

به نظر مولوی دعا دو رکن اساسی و تعیین کننده دارد: معرفت و دردمندی. به همین جهت نادان به حق و شخص بی‌درد اهل دعا نیستند.

از علی آموز اخلاص عشق

شاه‌بیت اندیشه مولانا، نسبت به امیرالمومنین علی(ع) برجسته بودن اخلاص و توحید عملی اوست. مولوی در ضمن حکایتی از آن حضرت در نبرد با کافری، توصیه می‌کند که اگر در پی فهم اخلاص و توحید عملی حقیقی هستید، آن را از علی بیاموزید که او سمبل اخلاص است.

چیستی عشق(۳)

عشق خاک را به افلاک می‌کشد و کوه استوار را به شادی و رقص در می‌آورد. روح را از حرص و عیب به کلی پاک می‌کند، گویی او دیگر قادر نیست خلاف خواسته معشوق خود عمل کند.

چیستی عشق(۲)

مولوی خود گرفتار عشق ناهنجار شمس تبریزی شد. او حاضر شد تا موقعیت خود را برای همراهی شمس هزینه کند.

چیستی عشق(۱)

به نظر مولانا با اینکه عشق کسب کردنی نیست و حاصل شدنی است ولی حصول آن شرایطی دارد. یکی از آن شرایط لطافت روح است، تا این لطافت حاصل نشود، عشق دست نمی‌دهد.

عشق زنده

«عشق زنده» بر خلاف «عشق رنگی» خودخواهانه و گیرنده نیست، دیگرخواه و دهنده است. این نوع از عشق از تنوع و مراتب متعددی برخوردار است.

عشق رنگی(۲)

مولوی، عشق به غیر خود را در دو سطح مطرح می‌کند: یک سطح آن رنگی و مرده و سطح دیگر آن بی‌رنگ و زنده است.

عشق رنگی(۱)

عشق اول و دوم به نظر مولوی «عشق رنگی» و «عشق مرده» است ولی عشق سوم، «عشق زنده، جاویدان و تعالی‌بخش» است چون رنگ از عالم ماده، فانی و متغیّر است و با فنای خود آدمی را نیز به فنا می‌کشاند.

قصه مستدام ما

به نظر مولانا، قصه‌ای که برون رفتن از آن برای ما ممکن نیست، داستان معیت با حق است.

ادب و بی‌ادبی

مولوی نوعی از اختیار جابرانه را می‌پذیرد. اختیاری که کاستی آن از مخلوق و کمال آن از خالق است. او این جبر را به جبری تشبیه می‌کند که عاشق نسبت به معشوق دارد.