فلسفه متعالیه

بی‌شعوری

انسان فرهیخته و باشعور با فرد بی‌شعور و احمق امکان گفتگو ندارند چون این دو، زبان یکدیگر را نمی‌فهمند. فرهیختگی ایجاب می‌کند که انسان با کسی وارد گفتگو شود که حداقلی از علم، عقل یا شعور را داشته باشد و قصد دانستن داشته باشد.

داستان پیر چنگی

پیر چنگی که تصور می‌کرد هر چه دارد از چنگ دارد. نیست را می‌دید و هست را نمی‌دید، نوری در قلبش درخشید و فهمید که چنگ و حنجره را هم از او داشته و خدا را از خودش به خودش نزدیک‌تر احساس می‌کند.

دشمن خویشیم و یار آنک ما را می‌کُشد!!

عده‌ای خداوند را خالقی و سلطانی دیکتاتور پر قدرت و بعضاً کینه‌جو و ستمگر می‌دانند و عده‌ای دیگر از رنج او شاکی نیستند چون فرمان و فعل او را حکیمانه و مبتنی بر درایت و خیرخواهی می‌دانند.

شیر شیطان

مولانا می‌گوید اگر در درون خود آتش حسد را شعله‌ور دیدی و گرفتاری‌های اخلاقی و روحی را مشاهده کردی بدان که اثر لقمه حرام است. این آتش روح انسان را گرفتار جهل و غفلت می‌سازد.

هوشیاری، این جهان را آفتست

به نظر مولانا، پایه‌های زندگی این دنیا بر غفلت بنا نهاده شده است نه بر هوشیاری. اگر غفلت را از زندگی بشر بردارند و هشیاری را جای آن بنشانند، از زندگی چیزی باقی نمی‌ماند.

جمله ناخوش‌ها، خوشیست

شخصی که نیست در هست شد و فانی فی‌الله گشت و با خدا بود، خدا با او خواهد بود و خوشا به حال آنکه خدا با اوست. او گر چه ظاهری ضعیف ولی باطنی قوی دارد.

چون قضا آید

مولوی معتقد است همه قضاهای بد و بلاهای ناخوشایند از نظر ما، در حقیقت کََرَم و نعمت الهی است تا انسان احساس مستی در هستی و احساس غِنی نکند بلکه احساس نیستی و فقر کند و نیستی خود را به دریای بی‌کران هستی خدا متصل کند.

دعا، ارتباط نیست با هست

به نظر مولوی دعا دو رکن اساسی و تعیین کننده دارد: معرفت و دردمندی. به همین جهت نادان به حق و شخص بی‌درد اهل دعا نیستند.

از علی آموز اخلاص عشق

شاه‌بیت اندیشه مولانا، نسبت به امیرالمومنین علی(ع) برجسته بودن اخلاص و توحید عملی اوست. مولوی در ضمن حکایتی از آن حضرت در نبرد با کافری، توصیه می‌کند که اگر در پی فهم اخلاص و توحید عملی حقیقی هستید، آن را از علی بیاموزید که او سمبل اخلاص است.

چیستی عشق(۳)

عشق خاک را به افلاک می‌کشد و کوه استوار را به شادی و رقص در می‌آورد. روح را از حرص و عیب به کلی پاک می‌کند، گویی او دیگر قادر نیست خلاف خواسته معشوق خود عمل کند.