معجزه عقل
مراد از معجزه عقل، قابلیت منحصر به فرد حل مسائل در زمینههای ادراک، داوری و هدایت است؛ توانایی شگفتانگیز در تبدیل مجهول به معلوم، داوری میان صدق و کذب و هدایت انسان در عرصه عمل و اخلاق. این استعداد، دانستهها را چنان سامان میدهد که مجهول را به معلوم تبدیل میکند. سنت مقدمهچینی و استنتاج از مقدمات، امری بدیهی و فطری بشر است. انسان همواره با اعتماد به خرد خویش، برای شناخت و فهم هر حقیقتی، از بدیهیات، تجربیات و یافتههای مستدل خود، مطابق ضوابط منطقی چنان بهره میگیرد که مسائل خود را حل کند. داوری درباره نفی و اثبات ارزشها نیز به واسطه همین عقل انجام میگیرد. انسان راه درست زندگی خویش را از طریق هدایت عقل تشخیص میدهد. عقل خود برای افاده علم قابل اعتماد، ضوابطی میسازد، حدود ادراک و داوری خودش را مشخص میکند و خویشتن را نقد میکند. از این رو، عقل هم ابزار علم و فهم است و هم در چهارچوب ضوابط خود مرجع نهایی داوری است.
بر اساس منطق عقل هر اندیشه به شرطی معتبر است که از پشتوانه عقلانی برخوردار باشد و حتی اگر فاقد دلیل عقلی است، حداقل قواعد و اصول عقلی را انکار نکند. چیزی که عقل آن را باطل بداند، هیچ دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد. چون در غیر این صورت، بدترین نظریهها و بیمعناترین امور و خرافیترین باورها را میتوان به نام اندیشه و عمل به جامعه تحمیل کنند.
عقلانیت نیز، چون عقل، حقیقتی انسانی و خودبنیاد است. شکوفایی انسانیت انسان را از طریق کشف حقیقت، عدالت، احسان و کاهش درد و رنج غیرضروری تعیین و تأمین میکند و در مقابل، انحطاط انسانیت را در قالب جهل، تبعیت از امیال و ظلم فردی و جمعی تشخیص داده و طرد میکند.
این کارکرد و اعجاز عقل در همه عرصهها از جمله عرصه دین است. پروردگار عالم، آیتی عظیمتر، نعمتی بالاتر و کارآمدتر از قوه عاقله در اختیار بشر قرار نداده است؛ زیرا انسان خالق خود را نیز از همین طریق میشناسد و کلام خدا و مقاصد او را نیز به واسطه همین عقل فهم میکند. با این حال، برخی از متدینان نسبت به برتری عقل ابراز تردید کردهاند، غافل از اینکه شریعت، چه کتاب و چه سنت قطعی، بدون عقل گزارههایی مهمل و فاقد معنا تبدیل میشوند. این عقل و خرد است که حجیت ظواهر کلام را تجویز میکند، ضوابط تشخیص مقدمات حکمت برای معنادار ساختن آنها را تعیین میکند. با جمع قرائن، مقصود و معنای کلام را برآورد کرده و تشخیص میدهد. در صورت تعارض، تبیین میکند که ظواهر کتاب و سنت قطعی تاب مقاومت در بر آمده از بدیهیات، تجربه و استدلال عقلی را ندارند. بنابراین، کسی نمیتواند به نام دین رفتارهای عقل ستیزانه را القا و ترویج کند و خود را متدین بنامند. از همین رو خدا، به عنوان خالق عقل، در تمجید از تعقل و تفکر عجیب و قاطع اظهار نظر کرده است.
قرآن کریم عقل را ارزشمندترین قابلیتهای انسان معرفی کرده است؛ به گونهای که نبود آن را با نبود شخصیت و هویت انسانی برابر گرفته و گفته است هر کس از این قابلیت بهره نگیرد، گرفتار پلیدی وجودی است: «وَ يَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ» (یونس: 100). از نظر قرآن، بدترین جنبندگانِ برخوردار از استعداد تعقل، کسانیاند که بدون آزمون عقلانی، باورها، عواطف، خواستهها و رفتارهایی را کورکورانه میپذیرند: «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ» (انفال: 22). دلیل پذیرش امور توسط آنان صرفاً عقاید و رفتار آباء و اجداد، قوم و قبیله، معلم و مربی، دوستان، افکار عمومی یا رسم زمانه است، هرچند این امور عقل ستیزانه و هدایت گریزانه باشند: «لَا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَ لَا يَهْتَدُونَ» (بقره: 170). از نگاه قرآن دو راهکار برای رستگاری انسان قابل تصور است، عقل یا وحی. قرآن به سخنان دوزخیان در روز قیامت اشاره دارد که اعتراف میکنند: اگر در دنیا گوش شنوا برای پذیرش حق داشتند یا از عقل بهره میبردند، هرگز گرفتار آتش سوزان دوزخ نمیشدند: «وَ قَالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ» (ملک،10)
قرآن کریم با بیان اینکه آیات خود را برای اهل تعقل تفصیل داده است، فهم آن را به تعقل گره زده است: «كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ» (روم: 28). از این منظر، کسانی که آیات الهی را کورکورانه میپذیرند، شایسته بندگی آگاهانه و پیشوایی اهل تقوا نیستند. از همین رو، در وصف عبادالرحمن میفرماید که آنان هنگام تذکر آیات الهی، کور و کر بر آن فرو نمیافتند و در عین حال، خواهان پیشوایی برای پرهیزگاراناند: «عِبَادُ الرَّحْمَنِ … وَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمًّا وَ عُمْيَانًا … وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا … وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا» (فرقان: 73-74).
در غیاب انبیا نیز، تکلیف متدینان پیروی از عقل است. در روایتی ابن سکّیت از امام هادی(ع) میپرسد: امروز که انبیا در میان ما نیستند و معجزهای در دسترس نداریم، حجت بر مردم چیست؟ حضرت فرمود: عقل. ایشان در ادامه میفرمایند: به وسیله عقل، راستگو بر خدا شناخته و تصدیق میشود و دروغگو بر او نیز شناخته و تکذیب میگردد: «فَمَا اَلْحُجَّةُ عَلَى اَلْخَلْقِ اَلْيَوْمَ؟ … اَلْعَقْلُ يُعْرَفُ بِهِ اَلصَّادِقُ عَلَى اَللَّهِ فَيُصَدِّقُهُ وَ اَلْكَاذِبُ عَلَى اَللَّهِ فَيُكَذِّبُهُ» (الکافی، ج۱، ص ۲۴-۲۵).
محمد نصراصفهانی1405/05/16
